راه مقابله با زورگو چیست؟

درسی از حوادث ونزوئلا

در جهانی که قانون تابع قدرت شده، مهم‌ترین خطای راهبردی، ضعیف‌ماندن و امید بستن به دیگران است.
اشتراک گذاری
16 دی 1404
16 بازدید
کد مطلب : 1882

به گزارش پایگاه خبری تحلیلی میانخبر به نقل از خبرگزاری تسنیم، جهان امروز، جهانی نیست که منشور سازمان ملل وعده داده بود. در حالی که جنگ در اوکراین ادامه دارد، غزه زیر بمباران است و تهدید نظامی به زبان روزمره سیاستمداران جنگ طلب بازگشته، ایالات متحده بار دیگر نشان داده که در بزنگاه‌های راهبردی، قواعد حقوق بین‌الملل می‌توانند به‌راحتی کنار گذاشته شوند.

اقدام اخیر واشنگتن علیه ونزوئلا و پرونده‌سازی قضایی علیه نیکلاس مادورو، رئیس‌جمهور این کشور، صرف‌نظر از صحت و سقم ادعاها، یک پیام روشن دارد: در نظام جهانی امروز، قدرت مقدم بر قانون است. در جهانی که جنگ ادامه دارد و تهدید به امری عادی مبدل شده، قانون نه روی کاغذ، بلکه در میدان نبرد نوشته می‌شود.

 

مقدمه

پس از جنگ جهانی دوم، نظام بین‌المللی-حداقل روی کاغذ- بر پایه مفاهیمی چون حاکمیت ملی، عدم مداخله و حل مسالمت‌آمیز اختلافات بنا شد. سازمان ملل متحد قرار بود ضامن این نظم باشد. اما تحولات دو دهه اخیر—از عراق و لیبی گرفته تا اوکراین و غزه—نشان داده‌ که این نظم بیش از آنکه الزام‌آور باشد، وابسته به توازن قدرت است.

اکنون، با بازگشت دونالد ترامپ به کاخ سفید و تشدید گفتمان تهدیدآمیز علیه رقبا و حتی متحدان، این واقعیت بیش از پیش برای همگان عیان شده است. پرونده ونزوئلا، در کنار تهدیدهای آشکار علیه فلسطین، کانادا، پاناما، گرینلند، مکزیک، ایران و کلمبیا نشانه‌ای از عبور رسمی از زبان دیپلماتیک به منطق «هزینه–فایده» است؛ منطقی که در آن، ضعف کشورها مهم‌ترین متغیر تصمیم‌گیری است.

۱. فروپاشی توهم نظم بین‌الملل

جنگ اوکراین نشان داد که تمامیت ارضی، اگر پشتوانه‌ای مبتنی بر قدرت نداشته باشد، قابل نقض است. بحران غزه ثابت کرد که حتی اجماع جهانی بر سر جنایات رژیم صهیونیستی در غزه هم در سایه اراده قدرت‌های ستمگر و بزرگ در حمایت از یک نظام سفاک بی‌اثر است. در چنین جهانی، سازمان ملل به جای داوری، بیشتر نقش تماشاگر را ایفا می‌کند.

این شرایط بستری فراهم کرده که در آن، اقدامات یک‌جانبه نه استثنا، بلکه به قاعده تبدیل می‌شوند. در حقیقت وقتی نقض حاکمیت سایر کشورها و نظام‌ها سیاسی برای کشورهای متجاوز هزینه‌ای نداشته باشد، بازدارندگی حقوقی فرو می‌ریزد و جای خود را به بازدارندگی سخت می‌دهد.

کشور ونزوئلا , نیکولاس مادورو , دونالد ترامپ , کشور آمریکا ,

۲. ترامپ و بازتعریف عریان قدرت

برخلاف رویکرد برخی از تحلیلگران حوزه روابط بین‌الملل ترامپ قواعد بازی د‌ر عرصه بین الملل را تغییر نداد؛ بلکه آن‌ها را بی‌پرده بر زبان راند. تهدید مستقیم، تحقیر علنی و نادیده‌گرفتن ملاحظات حقوقی، به بخش ثابتی از سیاست خارجی دولت کنونی آمریکا تبدیل شده است.

به عبارت دیگر ترامپ چیزی را اختراع نکرد؛ فقط آنچه همیشه بر عرصه مناسبات بین المللی و جهانی حاکم بود را بی‌پرده گفت. در این چارچوب، زبان حقوق بشر و دموکراسی نه اصل ثابت، بلکه ابزاری انتخابی است؛ ابزاری که بسته به منافع واشنگتن و متحدان جهانی و منطقه‌ای آن، فعال یا به حالت تعلیق در می‌آید.

کشور ونزوئلا , نیکولاس مادورو , دونالد ترامپ , کشور آمریکا ,

۳. کانادا؛ هم‌پیمان اما قابل‌تهدید

ترامپ حتی بارها کانادا به عنوان یک کشور هم‌پیمان را به‌دلیل وابستگی امنیتی به آمریکا و سهم پایین در هزینه‌های دفاعی، مورد تهدید لفظی قرار داد و حتی ایده‌هایی درباره تغییر وضعیت حاکمیتی را مطرح کرد. این پیام روشن بود: اتحاد، جایگزین قدرت نیست.حتی نزدیک‌ترین متحدان، اگر ضعیف باشند، مصون نیستند.کانادا نمونه‌ای است از این واقعیت که در منطق قدرت، دوستی دائمی وجود ندارد؛ فقط منافع دائمی است.

کشور ونزوئلا , نیکولاس مادورو , دونالد ترامپ , کشور آمریکا ,

۴. پاناما؛ وقتی زیرساخت از حاکمیت مهم‌تر می‌شود

کانال پاناما برای تجارت جهانی و امنیت اقتصادی آمریکا حیاتی است. ترامپ با ارجاع مکرر به «امنیت ملی»، عملاً این پیام را مخابره کرد که کنترل زیرساخت‌های راهبردی می‌تواند بر اصل حاکمیت ملی غلبه کند.وی در ابتدای دوره ریاست جمهوری بارها پاناما راتحت فشار قرار داد.در چنین منطقی، مرزها ثابت نیستند؛ بلکه تابع منافع قدرت‌های بزرگ‌اند.

۵. ونزوئلا؛ روایت قدرت علیه کشور ضعیف‌تر

اقدام اخیر ایالات متحده علیه ونزوئلا—با ادعای مبارزه با قاچاق مواد مخدر و پیگیری قضایی رئیس‌جمهور این کشور—نمونه‌ای گویا از تغییر ماهیت مداخله در نظم جهانی معاصر است.

بهانه ترامپ مبنی بر دخالت مادورو در قاچاق مواد مخدر و توجیه ربودن وی از کاراکاس در حالی است که وی رئیس جمهور پیشین هندوراس را ،که متهم به وارد کردن حجم گسترده از مواد مخدر غیرقانونی به آمریکا بود را، بدون هیچ شرطی عفو کرد. در این الگو، دیگر نیازی به اشغال نظامی یا اعلام جنگ رسمی وجود ندارد؛ بلکه روایت حقوقی، جایگزین نیروی نظامی مستقیم شده است.

کشور ونزوئلا , نیکولاس مادورو , دونالد ترامپ , کشور آمریکا ,

در ظاهر، ماجرای تحولات اخیر ونزوئلا در چارچوب قانون تعریف می‌شود: اتهام قضایی، تعقیب کیفری، دادگاه در نیویورک. اما در واقعیت، مرز میان «اجرای قانون»، «تحریم سیاسی» و «تغییر رژیم» به‌طور خطرناکی محو شده است.

مسئله اصلی نه اثبات یا رد اتهامات، بلکه عدم توازن قدرت در تولید و تحمیل روایت است. در این بین ونزوئلا، به‌عنوان کشوری با اقتصاد ضعیف و وابستگی شدید به نفت و تحریم‌های گسترده، فاقد ابزارهای لازم برای مقابله با روایت مسلط واشنگتن است. در چنین شرایطی، روایت قدرت جایگزین روایتی عادلانه می‌شود. در حقیقت وقتی کشوری ضعیف باشد، روایت‌سازی علیه آن آسان است.

کشور ونزوئلا , نیکولاس مادورو , دونالد ترامپ , کشور آمریکا ,

روایت به‌مثابه سلاح

در نظم کنونی، روایت‌سازی یک ابزار راهبردی است، چرا که در ابتدا مشروعیت سیاسی هدف، تضعیف می‌شود، سپس اتهام حقوقی مطرح می‌گردد و در نهایت، مداخله—مستقیم یا غیرمستقیم علیه یک کشور توسط قدرت مداخله‌گر—عادی‌سازی می‌شود

کشورهای ضعیف تر، نه به‌دلیل اثبات جرم، بلکه به‌دلیل ناتوانی در دفاع از روایت خود، به هدف حملات و تجاوزات نظامی قدرتهای مداخله‌گر جهانی تبدیل می‌شوند. این همان نقطه‌ای است که قوانین بین‌المللی از نقش «محدودکننده قدرت» خارج شده و به «ابزار قدرت» تنزل می‌یابند. در این منطق، قانون نه داور بی‌طرف، بلکه زبان رسمی اعمال فشار است.

 

مواضع ترامپ؛ اعتراف به منطق واقعی نظم جهانی

اظهار نظر از روی غرور دونالد ترامپ، رئیس جمهور آمریکا مبنی بر اینکه «هیچ‌کس نمی‌تواند ما را متوقف کند» بیان صریح واقعیتی است که معمولاً در ادبیات دیپلماتیک پنهان و انکار می‌شود.

این جمله، اعترافی است به این واقعیت که: قدرت، خود را مقید به بازدارندگی حقوقی نمی‌داند. علاوه بر این نهادهای بین‌المللی توان توقف بازیگران مسلط را ندارند و برای این کشورها هزینه نقض قواعد، کمتر از منافع آن برآورد می‌شود. در این بین ترامپ آنچه را که سایر همتایان وی در لفافه می‌گویند، بی‌پرده بیان می‌کند: اگر قدرت کافی داشته باشی، قانون مانع تو نیست. در این منطق، قانون ابزاری است در دست قدرت، نه محدودکننده آن.

 

مجموع این تحولات یک نتیجه روشن دارد: جهان امروز بیش از آنکه تحت حاکمیت حقوق بین‌الملل باشد، تحت سلطه توازن قواست و نهادهایی همچون سازمان ملل بدون پشتوانه قدرت، بی‌اثر قلمداد می‌شوند و قواعد بین‌المللی بدون بازدارندگی، بیشتر شبیه توصیه اخلاقی‌اند تا الزام حقوقی. در جهانی که قانون را قوی‌ترها تفسیر می‌کنند، ضعیف‌بودن نه فضیلت است و نه بی‌طرفی؛ بلکه دعوت‌نامه‌ای است برای مداخله.

در چنین جهانی، بقا و استقلال کشورها نه با اتکا به نهادهای بین‌المللی، بلکه با قدرت— سیاسی، اقتصادی و نظامی— تضمین می‌شود. در سمت مقابل برای تصمیم‌گیران نیز پیام روشن است: در جهانی که قانون تابع قدرت شده، مهم‌ترین خطای راهبردی، ضعیف‌ماندن و امید بستن به دیگران است.

نویسنده: پوریا لوایی، کارشناس مسائل بین‌الملل

انتهای پیام/

این مطلب بدون برچسب می باشد.

نوشته های مشابه

دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.